تبليغاتX
وبلاگ مجید جوکاری

           یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید . من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم . دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من قول بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند . **** ****

+ نوشته شده توسط مجيد در دوشنبه 7 فروردین1391 و ساعت 1:43 |

 
طبق آخرین یافته موسسه پزشکی آمریکا نوع سرطان جدید پوستی کشف شده است که عامل محرک و ایجاد کننده آن توسط اکسید نیترو سیلور ایجاد می شود
هنگامیکه کارتهای شارژ تلفن همراه را خریداری میکنید، قسمتی را که باید با ناخن بخراشید محتوی این ماده بوده که سرطان زا اعلام شده است
لطفا خراشیدن را با پوست انگشتان یا ناخن انجام ندهید
برای پیش گیری لطفا این ایمیل را به دوستان و عزیزان خود بفرستید تا اطلاع رسانی شود

سلامت باشید
ATTENTION. .....Medical research Authority of the US have found that new cancer in human beings caused by 'Silver Nitro oxide'. Whenever u buy recharge cards or calling cards don't scratch them with your nail as it contains 'silver nitro oxide' coating and can cause skin cancer. Send this email to all your friends and spread awareness please

+ نوشته شده توسط مجيد در دوشنبه 31 مرداد1390 و ساعت 13:33 |


امروز مي خوام بگم خوشبختي چيه؟!

قانون هاي ذهني مي گن خوشبختي يعني رضايت.مهم نيست ...چي داشته باشي يا چقدر، مهم اينه كه از هموني كه داري راضي هستي يا نه؟!چون يه وقتهايي آدم خيلي چيزها داره اما باز هم احساس خوشبختي نداره! و بر عكسش...پس يه قانون وجود داره، كه مي گه:

ميزان خوشبختي = ميزان رضايت

حالا اين سوال مهم پيش مي ياد كه چه طوري ميشه در كل زندگي احساس رضايت كرد؟

زندگي مجموعه اي از لحظه هاست! چون پشت اين لحظه، لحظه ي بعديه و پشت اون لحظه ي بعدي و بعدي و ...پس، اگه مي خواي در كليت بزرگ زندگي راضي باشي اول بايد تمرين كني تا در لحظه راضي باشي.استاد مي گفت:

" اگه كسي تصميم بگيره فقط توي لحظه ي اكنون راضي باشه، بعد ، به لحظه ي بعدي ، كه رسيد ، باز در لحظه ي اكنون راضي باشه و بعد به لحظه ي بعدي كه رسيد باز ......مي دوني چي مي شه؟

اون فقط براي راضي و شاد بودن در يك لحظه تلاش كرده ، اما يك دفعه مي بينه پنج ساله كه راضي و خشنوده! اگه كسي از لحظه ي اكنونش نا راضي باشه، بعد ، از لحظه ي بعد هم نا راضي باشه ، بعد... يكهو به خودش مي ياد و مي بينه پنجاه سالشه و همه ي اين پنجاه سال رو نا راضي بوده! "

به همين دليل دانشمندان ذهني به لحظه ي اكنون مي گن: لحظه ي ابدي اكنون.

شرط رضايت اينه كه در لحظه ي ابدي اكنون راضي و شاد باشي

اصلا" مهم نيست داري در لحظه ي اكنون چي كار مي كني، فقط تصميم بگير مراقبه كني كه از هر كاري كه داري در لحظه انجام ميدي احساس رضايت و شادي كني. به اين كار مي گن مراقبه ي لحظه ي ابدي اكنون .اين كار ، اتفاقا" بر خلاف تصور، كار خيلي راحتي نيست. دانشمندان ذهني معتقدند در هر عمل و كاري كه انجام ميشه يه مقداري انرژي نهفته است و ما فقط در صورتي كه روي اون كار مراقبه داشته باشيم ميتونيم اون انرژي رو دريافت كنيم.

ببينين، مثلا" من از صبح شروع مي كنم. از خواب بيدار مي شيم، مي ريم مسواك مي زنيم و در همون حال به صد تا چيز فكر مي كنيم غير از مسواك زدن. بعد مي ريم صبحونه مي خوريم در حالي كه فكرمون هزار جاي ديگه است غير از صبحانه خوردن.بعد... در واقع هر كاري كه داريم انجام مي ديم به همه چيز فكر مي كنيم غير از همون كار. اين باعث مي شه انرژي پنهان كارها رو دريافت كه نمي كنيم، هيچ! كلي هم انرژي ذخيره شده مان را الكي خرج مي كنيم!

شايد از مراسم چاي در چين يا ژاپن شنيده باشين . اون در واقع يه جور مراقبه در لحظه ي ابدي اكنونه.

تمرين هايي براي درك و لذت بردن در لحظه ي ابدي اكنون:

تمرين 1 : براي خودتون يه استكان چاي بريزين.با دقت سعي كنيد فقط به كاري كه دارين مي كنين ، فكر كنين. بعد در يه جاي آروم بنشينيد و با آرامش چاي رو ميل كنيد.به اين فكر كنيد كه با هر جرعه ي چاي، همه ي انرژي موجود در آن را دريافت مي كنيد و لذت مي بريد. به لحظه لحظه ي خوردن چاي دقت كنيد.( اگه فكر ديگه اي اومد توي ذهنتون، خودتون رو شماتت نكنيد.فقط آروم سعي كنيد دوباره به خوردن چاي برگرديد.) بعد از اتمام، حتما" در دفتر مراقبه از خودتون تشكر كنيد.

تمرين 2: مراقبه كنيد در زمان مسواك زدن فقط به مسواك زدنتون فكر كنين. سعي كنيد از اين كار لذت ببريد.

تمرين 3:مراقبه كنيد زمان خوردن غذا فقط به خوردن غذا فكر كنيد.مجسم كنيد با هر لقمه، انرژي موجود در غذا به همه ي سلول هاي بدنتون ميرسه.از هر لقمه ي اون لذت ببريد.

نكته: غذايي كه با مراقبه خورده ميشه هرگز باعث چاقي هاي موضعي نميشه.(در واقع وقتي ما غذا مي خوريم در حالي كه به صد چيز غير از خوردن غذا فكر مي كنيم، باعث انباشته شدن اون در جاهاي نامناسب مي شيم. بر عكسش هم صادقه.يعني كساني كه هر چيزي كه مي خورن، چاق نمي شن، اگه روي غذا خوردن آگاهانه، مراقبه كنن، همه ي انرژي موجود در غذا رو دريافت مي كنن.حتي مي تونين مجسم كنين كه دوست دارين غذا در چه قسمتي از بدن شما باعث چاقي بشه! وقتي دارين غذا مي خورين توي دلتون با لقمه هاتون حرف بزنيد! از لقمه ي نون و پنير صبحتون بخواهيد كه همه ي نيروش رو به شما انتقال بده.( نخندين! جدي مي گم! اين يكي از مراقبه هاي هندوهاست!)

تمرين 4:اين تمرين براي سيگاري هاست.اگه روي كشيدن هر سيگار مراقبه كنيد، خيلي زودتر ارضا مي شيدو به تدريج تعداد سيگارهاتون كم و كمتر مي شه.

به تدريج خودتون رو عادت بديد كه هر كاري كه دارين انجام مي دين، فقط به اون فكر كنيد و تصور كنيد با اين كار همه ي انرژي نهفته در اون كار رو دارين دريافت مي كنين. خيلي سخته، اما شدنيه! شايد باورتون نشه اما به تدريج حتي از كارهايي كه دوست نداشتيد، به شدت لذت مي بريد. اين قانون رو به ياد بسپرين: بر هر چيز كه تمركز كنيم، انرژي اون رو دريافت مي كنيم. (در بعضي از مكاتب هندي حتي بر گريه كردن و اندوه هم مراقبه مي كنند و معتقدند از اون هم ميشه انرژي دريافت كرد اما چون اين بحث ديگه ايه و بايد فرق بين ايجاد ماند با دريافت انرژي از اندوه رو بدونيم خواهش مي كنم فعلا" در اين مورد اقدامي نكنيد!)

يك حكايت:

خوب مي خوام يه حكايت از يه گورو ي ( استاد بزرگ) هندي بگم كه توي يه كتاب خوندم. اون با مريدانش دسته جمعي با هم ، در جايي بيرون شهر، زندگي مي كردند. همه ي مريد هاي اون موظف بودند سالها پيش اون زندگي كنند و آموزش ببينند. يك روز يه نفر به اون استاد مراجعه مي كنه و مي گه شما چه طوري به اين قدرت رسيدين كه مي تونين با نگاه ديگران رو شفا بدين؟ وقتي من مريد شما بشم، در طي اين همه سال كه بايد پيش شما بمونم، چه تمرين هايي انجام ميديم ؟در طول روز چه كار مي كنيم؟

استاد مي گه: ما صبح ورزش مي كنيم. بعد صبحانه مي خوريم. بعدكار مي كنيم تا ناهار. بعد ناهار مي خوريم. كمي استراحت مي كنيم ، باز كار مي كنيم و شب مي خوابيم!

اون شاگرد عصباني ميشه و ميگه امكان نداره! ما همه ي اين كارها رو انجام مي ديم اما قدرت شما رو نداريم. استاد مي گه: هرگز شما مثل ما اين كارها رو انجام نميديد. شما صبحانه مي خوريد، كار مي كنيد، تفريح مي كنيد، در حالي كه به چيز ديگه اي دارين فكر مي كنين، اما ما وقتي صبحانه مي خوريم فقط به خوردن اون فكر مي كنيم! وقتي كار مي كنيم فقط به اون كار فكر مي كنيم. وقتي.....

بنابراين شما هيچ انرژي اي دريافت نمي كنيد! اما ما همه ي انرژي هاي موجود در طبيعت رو دريافت مي كنيم و با بخشيدن فقط مقداري از اون به بيمارها، باعث شفاي اون ها ميشيم!

خوب و حالا تمرين آخر:

يك بار ديگه اين پست رو بخون و تصميم بگير همه ي انرژي موجود در كلمات اون رو دريافت كني. لبخند بر لب داشته باش.حالا آماده باش تا در لحظه ي ابدي اكنون ، شاد و راضي باشي. از همين حالا شروع كن! چون
امروز اولين روز از روز هاي باقيمانده ي عمر توست
 

+ نوشته شده توسط مجيد در دوشنبه 31 مرداد1390 و ساعت 13:1 |
جدایی دخترها از پسرها در ضیافت افلاطون
 
هجده سالم بود و دغدغه عشق، جنس مخالف و سکس مغز من را مدام مثل همه هم نسلی های من اشغال می کرد. رابطه عشق و سکس سر خط حرف های همه هم نسل های من بود که در خانواده ها ی نسبتا فرهنگی بزرگ می شدند. آن روز ها من هر کتابی که می توانستم گیر بیارم که از این راز انسانی پرده هایی را کنار بزند، می خواندم. از حافظ و سعدی گرفته تا فروید ،یونگ میلان کوندرا و هر چی که تویش از عشق و سکس حرفی جدی برایم داشت.. ولی هیچ فایده نداشت، وضع خوب نبود! داشتن یک رابطه جنسی عادی برایمان درست تعریف نشده بود وامکان هم نداشت. فرض بر این بود که باید تا ۲۷-۲۸ سالگی درس می خواندیم، دکتری، مهندسی می شدیم تا بلکه عشق و سکس را برای همیشه از آن خود می کردیم.. دانشگاه برایمان جایی شد که آن جا می توانستیم این موجود های عجیبی را که خداوند برای آرامش ما خلق کرده بود را کمی از نزدیک ببینیم..بنابر این تلاش می کردیم که دانشگاه های تهران، آن هم خوب هایش قبول شویم، چون فکر
می کردیم عش  و سکس های بهتر و فهمیده تر ی آنجا می توانیم پیدا کنیم..عشق را از شعر حافظ، سعدی ،نظامی و داستان آن عاشق زرد روی که ابو علی سینا وصل یار را تجویز کرده بود برای شفایش ، فهمیده بودیم، و از قصه های لیلی و مجنون، که معلم ادبیات آخر کلاس تعریف می کرد و ما هم با ولع گوش می دادیم . خودمان را جای مجنون می گذاشتم که چه سختی ها که باید بکشیم در راه عشق و چه کوه ها که نباید بکنیم همچو فرهاد. سکس را هم از فیلم های پورنو،نیمه با اضطراب و ترسی لذت بخش یاد گرفتیم..الان که به آن روز ها فکر می کنم گریه ام می گیرد، که ما باید بین آن عشق و آن سکس رابطه بر قرار می کردیم..هر جوری که شده بود ، این رابطه را بر قرار کردیم و نتیجه این تلفیق، ذهن بیمار مالیخولیایی نسل من از عشق و سکس شد. بیشتر ماها
هنوز ازدواج نکرده ایم با اینکه ۲۷-۲۸ را رد کردیم و دکتر و مهندس شدیم .آن ها یی هم که ازدواج کردند، خوب نیست وضع شا ن!. اما داستان این قدر ها هم برای من سیاه نبود ، آن روز ها میان همه آن کتاب هایی که خردیده بودنم، کتابی خریدم در باب عشق به اسم “ضیافت افلاطون” الان یادم نیست که مترجم که بود، شاید مجتبی مینوی. آن کتاب روایت خطابه های ۱۰ فیلسوف در
یونان قدیم بود که از زبان افلاطون که آن زمان شاگرد سقراط و تدارکاتچی آن مجلس بود ،روایت می شد. آن کتاب در زمان ریس جمهور خاتمی چاپ شد. آن کتاب مقدمه ای داشت که من را نجات داد. ۵ صفحه کتاب من را نجات داد و از همان زمان ارادت من به کتاب صد چندان شد بعد ها دیدم که در چاپ های بعدی آن مقدمه حذف شده است، که البته قابل پیش بینی بود. آن ۵ صفحه به طور خلاصه می گفت که در جوامع استبدادی همیشه زن و مرد از هم جدا می شوند تا مرد ها و زن ها چیزی که بینشان جریان داشته باشد، شهوت بیمار گونه ناشی از توهم شناخت از هم باشد، تا هیچ زنی و مردی زیبایی و زشتی واقعی را نتواند تشخیص بدهد و زن ها و مرد ها در انتخاب هم به اندازه شهوت برانگیز بودن توجه داشته باشند و بس ، نه چیز دیگری ..چرا؟؟ چون اگر در جامعه روابط زن و مرد آزاد باشد آن دیوار شهوت فرو می ریزد و زن ها و مرد ها زیبایی و زشتی واقعی را تشخیص می دهند و خانواده هایی که تشکیل می دهند بر دوست داشتن . انسانی بنا می کنند و فرزندان سالم تربیت می کنند که تاب استبداد را ندارد و به عبارتی استبداد با وجود آنها بیگانه است، چرا که آزاد پرورش می یابند ما بقی کتاب هم با خطابه های فلسفی در مورد چیستی عشق دنبال می شد و درست همان جا که دیگر فکر می کردی سقراط به عنوان آخرین کسی که می خواهد در مورد عشق سخن بگوید چه می خواهد بگوید در حالی که دیگران همه چیز را گفته اند.. سقراط شروع به حرف زدن می کرد و تمام موهایت سیخ می شد و همانند کوهنوردی که به یک آبشار پر هیبت می رسد، پاها یت از حرکت می ایستاد و همه تن چشم، هیبت آبشار را نظاره می کردی

“در آخر افلاطون می گوید ، بعد ها که به سقراط نزدیک تر شدم در خلوتی از سقراط پرسیدم، که تو آن فهم از عشق را از کجا به دست آورده ای ؟ که سقراط پاسخ می دهد: :” از زنی خردمند.و این می شود آس دلی که سقراط رو می کند و راه فهم عشق را برای انسان برای ابدیت یک تاریخ نشان می دهد بعد از این کتاب دیگر هیچ کتابی در مورد عشق و سکس نخواندم .همه آموزه
هایم از حافظ و سعدی ،مجنون و فرهاد و لیلی و شیرین و فیلم های پورنو و نیمه را به دور ریختم و تا آنجا که توانستم با زن ها دوست شدم حرف زدم، دوستشان داشتم از آن ها جدا شدم، و الان دوستان زن زیادی دارم که فارغ از همه خط کشی های غیر انسانی ، دوستشان دارم، دلم برایشان تنگ می شود. بیشتر، زن ها را می فهمم . حالا می خواهند سیم خاردار بکشند، جدا کنند !
چرا که فایده های زیادی دارد که الان شاید بهتر یاد آوری شده باشد آن فایده ها !..
!رفقا، با زن ها و مرد ها دوست شوید تا جایی که می توانید! یک روزی هم زیبای دوست داشتنی خودتان را پیدا می کنید! پیدا هم نکردید هیچ اشکالی ندارد ، دیگر زیبایی در نگاه و قلبتان وجود دارد


--

+ نوشته شده توسط مجيد در دوشنبه 31 مرداد1390 و ساعت 12:47 |

در آلمان اینگونه برای فرزندان خردسال خود در مهد کودک غذا اماده میکنند

بچه که بودیم توی ایران تا میگفتیم نمیخوریم میزدند توی سرمون جریمه اش هم این بود که فردا از ناهار خبری نیست

Description: cid:1.621510693@web161424.mail.bf1.yahoo.com

Description: cid:2.621510693@web161424.mail.bf1.yahoo.com

Description: cid:3.621510693@web161424.mail.bf1.yahoo.com

Description: cid:4.621510693@web161424.mail.bf1.yahoo.com

Description: cid:5.621510693@web161424.mail.bf1.yahoo.com

 

+ نوشته شده توسط مجيد در دوشنبه 31 مرداد1390 و ساعت 12:40 |
 

Picture of a Baby with a Pacifier in Karate Uniform Sitting on a Mat
red haired boy playing with his toy
 car and truck
0511-0708-2917-4840_Unhappy_School_Boy_clipart_image.jpg
concerned college boy trying to walk while holding a stack of school books which are tumbling
excited young man graduating from school and tossing his cap into the air
excited, energetic, soldier holding a rifle, running
woman wearing a karate outfit forcing a man into marriage
Picture of a Crying Girl Standing
 in Front of her Befuddled Father
Picture of a Man Standing in Front of a Tombstone
• .... فقط خواهشا'' با روح دختر شمسی خانوم کاری نکن !!!


nazarate shoma baeese delgarmi ye man mishe

+ نوشته شده توسط مجيد در دوشنبه 31 مرداد1390 و ساعت 12:37 |


inoo hatman bekhoon be bakhshid
-----








-






 
 
 
 
دوستان عزیز، سروران بزرگوار،
با سلام و تحيت و آرزوي توفيقات روزافزون الهي.
اخیراً متوجه علایم استرس شما در برخی از ایملهایتان شده ام که ظاهراً ناشی از لرزش دست مباركتان هنگام کار با ماوس ميباشد كه البته طبيعي است... ولي ميدانيم كه در دنياي پر استرس كنوني، خصوصاً كشور عزيز و سرفرازمان، ممكن است باعث نگراني شود.
به همين منظور، جهت بهبود عملکرد دست مباركتان که با ماوس کار میکند، روشی مفید با عنوان فخيمه «تمرین کاهش استرس و فشار عصبی انگشتها» ارایه ميشود كه آن را با نام علمي-پزشكي «کلیک درمانی» ميشناسند... توجه بفرماييد كه بسته به میزان نیازتان، حداقل هر شش ساعت یکبار، انجام اين حركت با دقت و آرامش فراوان، توصیه میشود.
اردتمند.
.
.
.
.
.
.
.
 
[]
 
__
--
 
 
 
 

+ نوشته شده توسط مجيد در جمعه 28 مرداد1390 و ساعت 11:14 |
Stop and Think


 

Stop and Think

 

 

+ نوشته شده توسط مجيد در چهارشنبه 10 فروردین1390 و ساعت 11:59 |
همه با هم دوست باشیم




+ نوشته شده توسط مجيد در چهارشنبه 10 فروردین1390 و ساعت 11:49 |



به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups



به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups
+ نوشته شده توسط مجيد در چهارشنبه 10 فروردین1390 و ساعت 11:39 |

حتما یادتون هست که تا چندی پیش سایت مترجم گوگل عبارت خلیج فارس را تنها  

Gulf

  ترجمه می­کرد.

 

الآن میخوام به همه شما این خبر خوش رو بگم که به خاطر همت همه شما عبارت خلیج فارس به درستی ترجمه میشود یعنی همون

 

Persian Gulf

 

بعد هم یه حال درست و حسابی از این شیخ نشین ها گرفتيم و حتی معنی عربی الخلیج العربی را هم به  persian gulf  تبدیل کرديم و حالا اگر خودشون هم توی گوگل تایپ کنند الخلیج العربی ؛ در جواب خلیج فارس را مي بينند. 

حالا مي خواهيم براي سومين بار حال عربها رو بگيريم.

به لينك زير برويد :

http://translate.google.com/#en|ar|arabian%20gulf

ماوس را روي ترجمه عربي(الخليج العربي)  كه در سمت راست صفحه ديده ميشود ببريد و كليك كنيد در كادري كه جلوي عبارت use  ديده ميشود كلمه الخليج العربي را پاك كرده و كلمه الخليج الفارسي را تايپ كنيد.

  

بعد از اینکه تعداد مشخصی کاربر این پیشنهاد رو برای ترجمه بهتر بدن سیستم به طور اتوماتیک تغییرش میده

و از آن به بعد هر وقت كسي ترجمه عبارت Arabian Gulf را از انگليسي به عربي بخواهد كلمه الخليج الفارسي را مشاهده خواهد نمود. 

لطفا این میل رو به هر ایرانی که میشناسید بفرستین

به امید روزی که کلمه خلیج عربی از روی همه نقشه حذف بشه و خلیج فارس با خط درشت به چشم بخوره

با تشکر از دوستانم که این متن رو براف فرستاده بودند

 

+ نوشته شده توسط مجيد در چهارشنبه 10 فروردین1390 و ساعت 11:31 |
لن صدیق بنای:صحنه بی‌نظیر نجات جوجه پرنده توسط والدینش که توسط یک عکاس آماتور شکار شده است.

شاید کمتر کسی شاهد چنین صحنه‌ زیبایی از نزدیک بوده باشد. صحنه نجات جان جوجه پرنده  توسط پدرو مادرش. صحنه‌ای که  توسط یک عکاس خوش شانس شکار شده است.

این صحنه‌ واقعی تلاش و بی‌دریغ پدرو مادر جوجه پرنده‌ای است که در حین تمرین پرواز تعادل خود را از دست داده  و در حال سقوط است.
آنها می خواهند با تلاش فراوان، فرزندشان را به آشیانه برگردانند.این عکس به نام "خانواده" family نام گذاری شده است. چرا که یک شاهکار عکاسی از  تلاش  یک خانواده  برای نجات فرزندشان است.

تصویری گویا و پر معنا در زمینه خانواده. عکاس این تصویر می‌گوید: "من فرد خوش شانسی هستم که در آن لحظه در صحنه حاضر بودم. عکاسی از چنین صحنه‌‌ی زیبا یکی از  به یاد ماندنی‌ترین خاطرات زندگی عکاسی‌من خواهد بود. این عکس به طور بی‌نظیری ارزش، مقام و فداکاری اعضای یک خانواده را اثبات و ثبت کرده‌ است.

چگونه دانشمند و محقق زیست شناسی می‌توانست به این روشنی ارزش خانوده را در بین سایر موجودات کره زمین ثابت و نشان دهد؟

 

+ نوشته شده توسط مجيد در چهارشنبه 10 فروردین1390 و ساعت 1:54 |



سفری به اعماق شگفت انگیز دریاها


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com


 

 

 

 



 

+ نوشته شده توسط مجيد در چهارشنبه 10 فروردین1390 و ساعت 1:49 |

 

زشیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را به جایی رسیدست کار
که تاج کیانی کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نقل متن از ایمیل رسیده از دوستانم 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مجيد در سه شنبه 9 فروردین1390 و ساعت 21:30 |

چند روز پیش برای عوض کردن روغن ماشینم به مکانیکی رفته بودم ..که دختر خانومی 27-26 ساله با کبکبه و دبدبه وارد شد و به مکانیک گفت :

ببخشید آقا

یه 710 میخواستم میشه لطف کنین بدین؟؟

مکانیک گفت :710 تا چی؟؟

دختر خانوم گفت : 710 تا هیچ چی؟‍!! ..710 ماشین من گم شده ..اگه میشه یه دونه بدین !!

مکانیک گفت : 710؟؟؟ حالا این 710 چی هست ؟؟

دختر خانوم که عصبانی شده بود گفت : آقا مگه من باهات شوخی دارم میگم یه 710 بده ...چون خانومم فکر میکنی حالیم نیست

نه خوبم حالیمه. !!!!!!!!!

مکانیک بیچاره گفت :خدا شاهده خانوم جسارت نکردم .. ولی من نمیدونم شما چیو میگین؟؟

دختره که فکر می کرد یارو داره جلو من دستش می ندازه گفت : بابا جون عجب مکانیک بی عرضه ای هستی تو ..همونی که وسط موتور ماشینه

..کارش نمیدونم چیه ولی همه ماشین خارجی ها دارن این قطعه رو .. مال منم همیشه بوده ...حالا من گمش کردم و یکی لازم دارم!!

مکانیکه که کلافه شده بود یه کاغذ داد به خانومه و گفت میشه شکل این قطعه رو بکشی این جا؟؟

دختر خانوم هم با کلی ژست انگار که الان داوینچی می خواد مونالیزا رو بکشه یه دایره کشید و وسط اون نوشت 710 مکانیک یه نیگاهی به شاهکار نقاشی انداخت و یه نگاهی هم به موتور ماشین من که درش باز بود کرد و گفت :

خانوم این قطعه رو که میگین تو این ماشین هم هست؟؟ دختر خانوم باخوشحالی جیغی کشید وگفت آره اوناش...!!!! میدونین چی رو نشون داد؟؟.........

این رو............ ..

عکسش رو گذاشتم ببینین!!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

..
http://sare2008.persiangig.com/oil.jpg

از اونجایی كه احتمال می دم خانم های محترمی كه این ایمیل رو مطالعه می كنن متوجه قضیه نمی شن یه توضیح كوتاه می دم:

باید این عكس رو 180 درجه بچرخونید تا متوجه بشید


 




+ نوشته شده توسط مجيد در سه شنبه 17 اسفند1389 و ساعت 9:37 |